الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )
317
علل الشرايع ( فارسي )
نمىكنند ؟ ابو حنيفه ساكت شد و خاموش شد . امام عليه السّلام فرمودند : اى ابو حنيفه نماز افضل است يا روزه ؟ عرض كرد : نماز . حضرت فرمودند : پس چرا حائض موظَّف است روزه را قضاء كرده ولى قضاء نماز بر او نيست ؟ ابو حنيفه ساكت و خاموش شد . حضرت فرمودند : اى ابو حنيفه جواب اين سؤال را بگو : مردى كنيزى امّ ولد « 1 » داشته كه از او دخترى دارد و نيز همسر آزادى برايش بوده كه نازا مىباشد كه حال در يك سحرى دختر اين مرد كه از ام ولد مىباشد به زيارت پدر آمده و مرد بعد از خواندن نماز صبح با همسر آزادش نزديكى كرده و سپس به حمام مىرود ، زن آزاد در مقام كيد و حيله با ام ولد و دخترش بر آمده و در همان گرمى كه شوهر به حمّام رفته برخاسته و به سراغ دختر شوهرش كه از ام ولد هست رفته و در حالى كه وى خواب مىباشد خودش را روى او انداخته و به همان نحو كه شوهر با او مواقعه نموده و آب در رحمش ريخته وى نيز همان آب را در رحم دختر مىريزد و دختر از همان آب حمل بر مىدارد ، حكم اين حمل از نظر تو چيست ؟ ابو حنيفه عرضه داشت : به خدا سوگند در باره آن هيچ نمىدانم . حضرت فرمودند : اى ابو حنيفه جواب اين سؤال را بگو : مردى كنيزى دارد كه وى را به تزويج مملوكش در مىآورد و مملوك از او غائب مىشود سپس از همسر مرد فرزندى متولَّد شده و از كنيز امّ ولدى كه دارد و مملوك مزبور او را حامل نموده مولودى به دنيا مىآيد و پس از آن خانه فرو مىريزد و مرد كه مولى بوده و دو كنيز كه يكى ام ولد بوده و ديگرى كنيزى كه مولى او را تزويج عبد كرده هر سه مىميرند حال شما بگو كه وارث كيست ؟ ابو حنيفه عرض نمود : فدايت شوم ، به خدا سوگند در باره آن هيچ نمىدانم . ابو حنيفه گفت : خدا حالتان را نيكو نمايد ، در كوفه نزد ما جماعتى هستند كه معتقدند شما ايشان را فرمان دادهايد كه از فلان و فلان و فلان « 2 » برائت و بيزارى
--> « 1 » - امّ ولد در اصطلاح فقهاء به كنيزى مىگويند كه از مولا و آقايش صاحب فرزند باشد . « 2 » - مقصود سه خليفه اوّل و دوّم و سوّم مىباشد .